
پلئون :حرفی رو بزن که بتونی بنویسی ، چیزی رو بنویس که بتونی امضا کنی ، و چیزی رو امضا کن که بتونی پاش وایسی .




چارلی چاپلین :دنیا به قدری بزرگ است که برای همه جا هست به جای آنکه جای دیگران را بگیرید سعی کنید جای خود را بیابید.








در يکی از روستاهای ايتاليا ، پسر بچه شروری بود که ديگران را با سخنان زشتش خيلی ناراحت می کرد.
روزی پدرش جعبه ای پر از ميخ به پسر داد و به او گفت :هر بار که کسی را با حرفهايت ناراحت کردی ، يکی از اين ميخها را به ديوار طويله بکوب.
روز اول ، پسرک بيست ميخ به ديوار کوبيد.پدر از او خواست تا سعی کند تعداد دفعاتی که ديگران را می آزارد کم کند.پسرک تلاشش را کردوتعداد ميخهای کوبيده شده به ديوار کمتر و کمتر شد.
يک روز پدرش به او پيشنهاد کرد تا هر بار که توانست از کسی بابت حرفهايش معذرت خواهی کند، يکی از ميخها را از ديوار بيرون آورد.
روزها گذشت تا اينکه يک روز پسرک پيش پدرش آمدوبا شادی گفت :بابا ،امروز تمام ميخها را از ديوار بيرون آوردم!
پدر دست پسرش را گرفت وباهم به طويله رفتند، پدر نگاهی به ديوار انداخت وگفت: آفرين پسرم !کار خوبی انجام دادی .اما به سوراخ های ديوار نگاه کن. ديوار ديگر مثل گذشته صاف و تميز نيست.وقتی تو عصبانی می شوی وبا حرفهايت ديگران را می رنجانی ،آن حرفها هم چنين آثاری بر انسانها می گذارند.تو می توانی چاقوئی در دل انسانی فرو کنی وآن را بيرون آوری ،اما هزاران بار عذر خواهی هم نمی تواند زخم
ايجاد شده را خوب کند.









خانه
يک نجار مسن به کارفرمايش گفت که می خواهد بازنشسته شود تا خانه ای برای خود بسازدودر کنار همسر و نوه هايش دوران پيری را به خوشی سپری کند.
کارفرما از اينکه کارگر خويش را از دست می داد ناراحت بود ولی نجار خسته بودوبه استراحت نياز داشت.کارفرما از نجار خواست تا قبل از رفتن خانه ای برایش بسازد وبعد بازنشسته شود.
نجار قبول کرد ولی ديگر دل به کار نمی بست،چون می دانست که کارش آينده ای نخواهد داشت،از چوبهای نامرغوب برای ساخت خانه استفاده کردوکارش را از سر سيری انجام داد.
وقتی کارفرما برای ديدن خانه آمد،کليد خانه را به نجار دادوگفت :اين خانه هديه من به شماست،بابت زحماتی که در طول اين سالها کشيده ايد.
نجار وارفت ، اودر تمام مدت در حال ساختن خانه ای برای خودش بودوحالا مجبور
بود در خانه ای زندگی کند که اصلا خوب ساخته نشده بود





درس بزرگ
روزی مردی سعی داشت تا بره مورد علاقه اش را داخل خانه ببرد.اورا از پشت هل می داد ولی بره پاهايش را محکم به زمين فشار می دادواز دست او فرار می کرد.
خدمتکار منزل وقتی اين وضع را ديد، نزديک رفت و انگشتش را داخل دهان بره گذاشت.بره شروع به مکيدن انگشتش کرد.خدمتکار داخل خانه رفت وبره هم به دنبالش راه افتاد!
مرد از اين اتفاق ساده ،درس بزرگی آموخت.فهميد که برای تاثير گذاشتن بر ديگران ابتدا بايد خواسته های آنها را درک کرد.









دسته گل
روزی ،اتوبوس خلوتی در حال حرکت بود.
پیرمردی با دسته گلی زیبا روی یکی از صندلیها نشسته بود.مقابل او دخترکی جوان قرار داشت که بی نهایت شیفته زیبائی و شکوه دسته گل شده بود ولحظه ای از آن چشم بر نمی داشت.
زمان پیاده شدن پیرمرد فرارسید.قبل از توقف اتوبوس در ایستگاه، پیرمرد از جابرخواست،به سوی دخترک رفت و دسته گل را به او داد وگفت :متوجه شدم که تو عاشق این گلها شده ای.آنها را برای همسرم خریده بودم واکنون مطمئنم که او از اینکه آنها را به تو بدهم خوشحال تر خواهد شد.
دخترک با خوشحالی دسته گل را پذیرفت و با چشمانش پیرمرد را که از اتوبوس پائین می رفت بدرقه کرد وبا تعجب دید که پیرمرد به سوی دروازه آرامگاه خصوصی آن
سوی خیابان رفت و کنار نزدیک در ورودی نشست.


دیگر این دل آن
دلی نیست که در آرزوی یک یار با وفا باشد ،
این دل از بی وفایی خود نیز بی وفا شده است....
دیگر این دل آن دلی نیست که در انتظار یک همزبان و همیار باشد ،
این دل از تنهایی خرد خرد شده است....
دیگر این دل آن دلی نیست که کسی را دوست داشته باشد ،
این دل از شکست و بی محبتی بی احساس شده است....
دیگر این دل آن دلی نیست که در تب و تاب یک لحظه عاشق شدن باشد
بی قرار باشد ، چشم انتظار باشد ، این دل از انتظار خسته شده است....
دیگر این دل آن دل سرخ و با احساس نیست ، این دل احساساتش همه سوخته شده است....
دیگر این دل هیچ همدل و عشقی را ندارد ، آری این دل اینک تنهای تنها شده است....


همیشه کسی رو دوست داشته باش که برات ارزش قائله!
همیشه و در همه جا به یادته ! از ناراحتیهات غصه اش بشه..! از خوشحالیهات به
وجد بیاد..! تو رو واسه خودت بخواد..! وقتی چند روز ندیدت...
از دوریت دلتنگت بشه! وجودت رو خالصانه ستایش کنه!

واسهء شکستن يه دل فقط يه لحظه وقت مي خواي...اما واسه اينکه از دلش در بياري شايد هيچ وقت فرصت نداشته باشي
سخاوت را از ابر بياموزيم که ذره ذره آب مي شود تا زمين تشنه را سيراب کند.

هرگز نمي توانيد کسي را مجبور به دوست داشتن خود بکنيد زيرا عشق و علاقه ديگران نسبت به شما آيينه اي از کردار و اخلاق خود شماست !

شما نمي توانيد ديگران را مجبور كنيد كه دوستتان داشته باشند ولي مي توانيد به كسي تبديل شويد كه دوستش مي دارند

دستم بوي گل ميداد مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند اما هيچکس فکر نکرد که شايد من گلي کاشته باشم

محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نميدارد
انسان به همان اندازه كه مي تواند عاشق كسي باشد . مي تواند از او متنفر هم شود

يادمان باشد از امروز خطاي نکنيم.گر چه در خود شکستيم صداي نکنيم.يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بي سرو پاي نکنيم.

هميشه تو زندگي آدما يه چيزايي هست كه هرچي سعي مي كنن نمي تونن اونارو عوض كنن

از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما مي رسد نه آنچه آرزويش را داريم.

رازت را به کسي نگو ! وقتي خودت نمي تواني آن را حفظ کني چگونه از ديگران انتظار داري که آن را برايت حفظ کنند؟

_____*#######*
___*##########*
__*##############
__################
_##################_________*####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############
____#################################
______###########..شروین###############
_______#############################
________###########################
__________### سپیده جون دوستت دارم######
___________*#####################
____________*###pivtures-love.blogfa###
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________*########
_________________######
__________________####
__________________###

دوست دارم

وای کــه چقد تـــورو دوست دارمو
میمیرم واسه تو تا همیشه تو قلبمی
می میرم واســه چشمــــای قشنگت
بگـو بگـو بگـو بگـو دوستــم داری
دیگــه نگــو نمیای کـــــه می میرم
وقتی کـــه نیستی بهونـــه می گیرم
بــازی نکن بــا دلـم کــــه می میره
بیــا کـــه دلــم پیش قلب تــــو گیره
نکنه کـه دیوونه شی بـه عشق من شک کنی
نکنــه بی وفــا بشی بخـوای منــو ترک کنی
نکنه کـه میخوای بری بازم میخوای بد بشی
شاید واست عادی شدم میخوای ازم رد بشی
تـورو خدا وقتی میام نگو دیگـه دیره
نگو که دلت یـه جای دیگه یی اسیره
نگو نمیشناسی تو دیگه رنگ صدامو
نگــو نمیفهمی دیگــه معنی حرفــامو